آثار منفی استانداردهای ESG بر بازارهای نوظهور: کاهش سرمایهگذاری و رقابت جهانی
در دنیای امروز، استانداردهای ESG (محیطزیست، مسئولیت اجتماعی و حکمرانی) به یکی از معیارهای کلیدی در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری تبدیل شدهاند. اما آیا این استانداردها همیشه به نفع کشورهای در حال توسعه و بازارهای نوظهور هستند؟ در اینجا به بررسی چالشهای جدیای میپردازیم که این سیاستها میتوانند برای این بازارها به همراه داشته باشند.
استانداردهای ESG: آیا واقعاً به نفع کشورهای در حال توسعهاند؟
از ابتدای قرن بیست و یکم، توجه به مسئولیتهای اجتماعی شرکتها و رعایت اصول محیطزیستی در سطح جهانی افزایش یافته است. اما این روند، در کنار جنبههای مثبت خود، تاثیرات منفی زیادی نیز بر کشورهای در حال توسعه و بازارهای نوظهور گذاشته است.
در اواخر دهه 1990 و اوایل 2000، توجه جهانی به مشکلات کارگران در کارخانههای کشورهای آسیای جنوبشرقی مانند کامبوج افزایش یافت. افشاگریهایی از شرایط غیرانسانی کارگران در کارخانههای پوشاک باعث شد تا بسیاری از برندهای بزرگ غربی قراردادهای خود را با تأمینکنندگان این کشورها لغو کنند. این اقدام به ظاهر برای ارتقاء استانداردهای اخلاقی بود، اما در واقع پیامدهای جدیای برای کارگران داشت. تعطیلی کارخانهها به از دست دادن شغلها و افزایش بیکاری در این کشورها منجر شد.
آیا سرمایهگذاران ESG از بازارهای نوظهور فرار میکنند؟
امروزه، بسیاری از سرمایهگذاران مبتنی بر معیارهای ESG از بازارهای نوظهور به دلیل خطرات ناشی از فساد، حکمرانی ضعیف و بیثباتی سیاسی اجتناب میکنند. این اجتناب نه تنها مشکلات اقتصادی را تشدید میکند، بلکه باعث کاهش فرصتهای رشد در این مناطق میشود.
در نتیجه، این بازارها با کمبود سرمایهگذاری مواجه میشوند و برخی شرکتها به جای سرمایهگذاران مسئول، به سمت سرمایهگذاران بیتفاوت سوق پیدا میکنند که تنها به سود مالی نگاه میکنند و هیچ توجهی به جنبههای اجتماعی و زیستمحیطی ندارند.
خطرات یکجانبهنگری در سرمایهگذاری ESG
این روند در حالی ادامه دارد که کارشناسانی مانند استوارت تئوبالد از Intellidex هشدار میدهند که تمرکز بیش از حد بر کاهش ریسکها میتواند فرصتهای سرمایهگذاری در بازارهای نوظهور را از دست بدهد. او میگوید: «هدف سرمایهگذاری پایدار این بود که دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنیم، اما اکنون بیشتر به دنبال سرمایهگذاری بدون ریسک هستیم تا پول بیشتری به دست آوریم.»
در این شرایط، بازارهای نوظهور ممکن است با کاهش رقابت و کاهش توان جذب سرمایهگذاری روبهرو شوند. بر اساس گزارشهای UNCTAD، کشورهای در حال توسعه سالانه 4.3 تریلیون دلار برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیاز دارند، اما کمبود سرمایهگذاری و سیاستهای ESG میتواند این شکاف را عمیقتر کند.
چالشهای ESG در کشورهای در حال توسعه:
- یکی از موانعی که اغلب برای سرمایه گذاری ESG در بازارهای نوظهور ذکر می شود، کمبود داده است. اطلاعات موجود در بازارهای نوظهور با استانداردهایی که برای ESG قابل قبول باشد، مطابقت ندارد.
- شرکتهای این بازارها ممکن است به سختی بتوانند استانداردهای مورد انتظار سرمایهگذاران ESG را برآورده کنند، بهویژه در زمینههایی مانند حفاظت از طبیعت و جبران خسارت برای جوامعی که مجبور به جا به جایی هستند ( compensation for displacement)1.
- قوانین کشورهای در حال توسعه، شرکتها را ملزم میکند که ارزیابی اثرات اجتماعی و زیست محیطی را انجام دهد، اما کیفیت این ارزیابیها در مقایسه با استانداردهای بین المللی مانند الزامات گزارشگری و فرآیندهای حسابرسی مورد نیاز برای سرمایه گذاران ESG، بسیار ناچیز است.
- اغلب سرمایه گذاران مایلند قبل از تخصیص پول بیشتر به بازارهای نوظهور، افشای اطلاعات استاندارد شده شرکتها را ببینند. با این حال، حتی اگر شرکتها بخواهند الزامات افشا را برآورده کنند، ممکن است فاقد ابزار و دانش لازم برای ارزیابی و ارائه آنها به روشی قابل قبول برای سرمایه گذاران بین المللی باشند. تیلور از استرن میگوید: «انتقاد رایجی که از ESG میشنوم این است که استانداردهای غیر واقعی بر شرکتهایی تحمیل میکند که برای آن آماده نیستند.
بنجامین وایس، رئیس تجارت آسیا و اقیانوسیه در Veracity Worldwide، معتقد است: ” از آنجایی که بیشتر دادههای ESG در کشورهای در حال توسعه، اطلاعاتی هستند که خود این شرکتها در اختیار عموم میگذارند، میتوان در صحت آنها تردید کرد.”
او میگوید: ” درست است که ما در مورد صحت همه دادههای افشا شده، بسیار محتاط هستیم. اما، یک شرکت در ویتنام در مورد موضوعاتی مثل: “شیوههای کار” چه چیزی را میتواند فاش کند که با شرکتی در نیویورک قابل مقایسه باشد؟ “
فرصتها در میان چالشها: آیا میتوان به ESG در بازارهای نوظهور امید داشت؟
با همه این مشکلات، همچنان فرصتهای زیادی برای سرمایهگذاری ESG در بازارهای نوظهور وجود دارد. این بازارها، با وجود چالشها، میتوانند به عنوان مکانهایی برای نوآوری و رشد اقتصادی عمل کنند. به عنوان مثال، برخی از پروژههای انرژی تجدیدپذیر در این کشورها میتوانند به سرعت توسعه یابند و به فرصتهای جدید برای سرمایهگذاری تبدیل شوند.
اگرچه استانداردهای ESG ممکن است به نظر برسد که کشورهای در حال توسعه را از جذب سرمایهگذاری باز میدارد، اما در واقع میتواند باعث ایجاد فرصتهای جدید در بخشهایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه پایدار شود. اگر سرمایهگذاران به درستی به این فرصتها توجه کنند، میتوانند هم سود مالی و هم تاثیر اجتماعی مثبتی در این بازارها ایجاد کنند.
نتیجهگیری
استفاده از استانداردهای ESG در بازارهای نوظهور میتواند هم آثار مثبت و هم منفی به دنبال داشته باشد. در حالی که این استانداردها میتوانند به ارتقای شفافیت و مسئولیتپذیری کمک کنند، در عین حال میتوانند به کاهش سرمایهگذاری و رقابت در این کشورها منجر شوند. با این حال، اگر این چالشها به درستی مدیریت شوند، بازارهای نوظهور میتوانند فرصتهای جدیدی برای رشد اقتصادی پایدار ایجاد کنند.
- به حمایتهای مالی برای افرادی اشاره دارد که به دلیل پروژههایی مانند ساخت و ساز، معدن یا سایر پیشرفتها مجبور به ترک خانه یا زمین خود هستند. ↩︎





